![]() |
![]() |
|
| هر جایی از همه جا |
|
هرگزنخواب کورش،دارا جهان ندارد،سارا زبان ندارد،بابا ستاره ای در،هفت آسمان
ندارد،کارون ز چشمه خشکید،البرز لب فرو بست،حتا دل دماوند،آتش فشان ندارد،دیو سیاه
دربند،آسان رهید و بگریخت ،رستم در این هیاهو،گرز گران ندارد،روز وداع
خورشید،زاینده رود خشکید،زیرا... دل سپاهان،نقش جهان ندارد،بر نام پارس دریا،نامی دگر
نهادند،گویی که آرش ما،تیر و کمان ندارد،نادر! ز خاک برخیز،میهن جوان ندارد،دارا !
کجای کاری،...دارا جهان ندارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 22:13 توسط افشین |
|
|
14 مردادماه هر سال، يادآور درگذشت حسين پناهي است؛شاعري كه به گواه خيليها، تجسم
يک مهرباني معصوم بود و اين امر را بسياري از افرادي که به نوعي با وي يا هنرش در
ارتباط بودهاند باور دارند. خبرگزاري مهر به بهانه سالگرد حسين پناهي در گزارشي
مبسوط به زندگي و فعاليت شعري و هنري اين شاعر پرداخته است.پناهي متولد يکي از
روستاهاي استان کهگيلويه و بويراحمد بود و به راستي تا آخر عمر هم نتوانست صفا و
سادگي دل يک روستايي را با هيچ چيز ديگري عوض کند.او در ۱۳۳۵ در روستاي دژکوه از
توابع شهرستان سوق در استان کهگيلويه و بويراحمد متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در
همان روستا گذراند و دوران دبيرستان را در شهر بهبهان طي کرد. سپس به تحصيل در
مدرسه آيت الله گلپايگاني در قم پرداخت و دوره چهارساله هنرجويي در مدرسه آناهيتا
را نيز پشت سر گذاشت، سپس به فعاليت در عرصه سينما پرداخت و بازيگري در تلويزيون را
نيز تجربه کرد. پناهي بازيگري را نخست از مجموعه تلويزيوني محله بهداشت آغاز کرد.
با پخش نمايش «دو مرغابي درمه» از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگرداني خودش نيز
در آن بازي ميکرد، خوش درخشيد و با پخش نمايشهاي تلويزيوني ديگر خود طرف توجه
مخاطبان خاص قرار گرفت. نمايشهاي دو مرغابي درمه و يک گل و بهار که پناهي آنها را
نوشته و کارگرداني کرده بود، به درخواست مردم چندين بار از تلويزيون پخش شد. شعرها
و حرفهاي حسين پناهي صادقانه بود و همين باعث ميشد که به دل بنشينند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 10:28 توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 21:4 توسط افشین |
|
|
این روزنامه با اشاره به سخنان موسوی در جمعی از معلمان بیان داشته است که وی اکنون قدرتمندتر از قبل سخن می گوید. نویسنده با ذکر برخی جملات میرحسین از اعتراض وی به رفتار رهبران ایران در قبال مسائل اخیر خبر داده است. این روزنامه همچنین با اشاره به درخواست برگزاری مراسم چهلم شهدای اخیر در مصلای تهران از شباهت این مساله با رخدادهای انقلاب 57 یاد کرده است. در ادامه مقاله نویسنده به بیان شرایط زندانیان و تحولات رخ داده پیرامون آن ها پرداخته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 20:52 توسط افشین |
|
|
روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!' هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:11 توسط افشین |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 11:7 توسط افشین |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت 23:14 توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:6 توسط افشین |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 8:42 توسط افشین |
|
|
۲- متاًسفانه در هنگامة تجلی اين ارادة ملی ، جريانهای شناخته شده ای با
سوءاستفاده از امکانات ملی و دولتی به کارگردانی آرا و مديريت آن پرداختند و در يک
اقدام ويرانگر تاريخی ، ضربة مهلکی به حقوق مدنی مردم وارد کردند و عملاً بخش
گسترده ای از جامعة ايران را در آستانة خروج از دايرة اعتماد به نظام قرار دادند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 8:39 توسط افشین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 13:31 توسط افشین |
|
|
پس از آنکه میرحسین موسوی رای خود را در انتخابات ریاستجمهوری و خبرگان به صندوق انداخت، در جمع خبرنگاران حاضر شد اما میکروفن وی را قطع کردند.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، صبح روز جمعه ساعتی پیش از حضور میرحسین موسوی در مسجد جامع شهر ری تعداد زیادی از خبرنگاران و عکاسان و تصویربرداران در این مسجد حضور یافته بودند و در انتظار بودند تا مهندس موسوی در جمع آنها حاضر شود اما زمانی که مهندس موسوی پس از انداختن رای خود در صندوق، در جمع آنها حاضر شد، مسوولان شعبه اخذ رای مسجد ارشاد شهر ری، میکروفن وی را قطع کردند که مهندس موسوی با اعتراض شدید نسبت به این مساله، سخنان خود را بدون بلندگو در جمع خبرنگاران بیان کرد. بهدلیل قطع میکروفن مهندس موسوی و ازدحام جمعیت، تیم خبری و نمایندگان رسانهها برای شنیدن صدای مهندس موسوی به سمت وی هجوم بردند و از محدوده طنابهای تعیین شده رد شدند. از ابتدای صبح که همراهان مهندس برای هماهنگی امور خبری در مسجد حاضر شده بودند، اعضا و نمایندگان هیاتهای نظارت و اجرایی با آنها همکاری نمیکردند و با پافشاری اعضای ستاد میرحسین موسوی و نمایندگان رسانهها، ناچار شدند تریبونی برای سخنان میرحسین موسوی در نظر بگیرند؛ آنها در ابتدا با گذاشتن لوگوهای خبرگزاریها و رسانههای خبری موافقت نکردند و در نهایت با پافشاری نمایندگان رسانهها و تلاش اعضای ستاد، راضی به گذاشتن لوگوها شدند اما لحظهای بعد میکروفن میرحسین را قطع کردند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 15:53 توسط افشین |
|
|
دیوان محاسبات کشور با ارسال نامهای به رئیس شبکه سه سیما درباره اظهارات یک نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری مبنی بر مختومه شدن موضوع یک میلیارد دلار عدم واریزی به خزانه در گزارش تفریغ بودجه سال 85 واکنش نشان داد.
در نامه روابط عمومی و امور بینالملل دیوان محاسبات کشور خطاب به رئیس شبکه سه آمده است: به استحضار میرساند آقای محمود احمدینژاد نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در برنامه ویژه انتخاباتی روز چهارشنبه 20 خرداد 88 ساعت 22:45 در بخشی از سخنان خود از مختومه شدن موضوع "یک میلیارد دلار" در تفریغ بودجه سال 85 خبر داد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 21:36 توسط افشین |
|
|
روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد. رئیس پرسید:" آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!"
شما چطور؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کرده اید کی بود؟! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:8 توسط افشین |
|
|
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند! هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 12:40 توسط افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
دانلود گفته ها و نکته ها معرفی سایت شنیده ها موزیک تندرستی خبر جالب و خواندنی تصاویر طنز |
| پیوندها |
|
مرکز بزرگ دانلود و سرگرمی برزک همیشه آباد وخداوند عشق را آفرید بی همتا دانلود برنامه تم آهنگ موبایل کمتراشتباه کنیم |
|
RSS
|